موسیقی

رهبر شهید انقلاب با اشاره به جایگاه موسیقی در شرق و غرب، معیار تشخیص حلال و حرام در این هنر را نه در «سبک و ساز» بلکه در «کارکرد و اثر» آن بر روح انسان می‌دانستند.

به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ تحول جایگاه موسیقی پس از انقلاب اسلامی، مسیری پیچیده و تکاملی را طی کرده است. این مسیر را می‌توان از یک «دوران سخت‌گیری و بازنگری» تا «تولید موسیقی هدفمند و صنعتی» توصیف کرد.

بخش بزرگی از موسیقی رایج در دوران پهلوی با مفاهیم «عیاشی»، «مستی» و «فرهنگ کافه» گره خورده بود و انقلاب اسلامی به دنبال حذف این مفاهیم بود. در سال‌های اول، اولویت با سرودهای حماسی و مذهبی بود تا روحیه مردم برای تثبیت انقلاب و دفاع در برابر جنگ تقویت شود. در این دوره، جایگاه موسیقی تغییر کرد و از یک «تفریح صرف» به یک «ابزار مبارزه» تبدیل شد و موسیقی‌هایی ساخته شد که بر مفاهیمی چون شهادت، بصیرت و مقاومت تأکید داشتند. سرودهای ملی و مذهبی جایگزین موسیقی‌های سبک پیشین شدند و موسیقی به ابزاری برای آموزش و بیداری جامعه تبدیل شد.

با گذشت زمان، این دیدگاه شکل گرفت که موسیقی به تنهایی حرام نیست، بلکه «محتوا» و «کارکرد» آن است که ارزشش را تعیین می‌کند. جایگاه موسیقی بعد از انقلاب به سمت مدیریت هدفمند و پذیرش هنر متعهد حرکت کرد.

بازخوانی دیدگاه‌های آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای رهبر شهید انقلاب درباره موسیقی و جایگاه آن، ابعادی تازه از آفرینش و معنویت را پیش روی ما می‌گذارد. در ادامه گزیده‌ای از بیانات ایشان در محافل مختلف درباره موسیقی را که از چندین کتاب جمع‌آوری شده است، می‌خوانید.

سخنان رهبر شهید انقلاب در دیدار با اعضای گروه ادب و هنر صدای جمهوری اسلامی ایران در ۵ اسفند ۱۳۷۰؛

«هنر موسیقی، تلفیقی از دانش، اندیشه و فطرت خداداد است که مظهر فطرت خدادادی در درجه اول، حنجره انسان‌ها و در درجه دوم سازها است که به دست انسان‌ها ساخته شده است. پس می‌بینید که پایه، پایه الهی است. حال اگر در این زمینه به سراغ سروده‌های مولوی برویم و بگوییم موسیقی، انعکاس صدای افلاک است و آن را به عالم عرفانی مورد اشاره او وصل کنیم، از واقعیات به تخیلات نقب زده‌ایم؛ زیرا گفته‌های او در این خصوص، شبیه خیال است و نه واقعیت و طبعاً مفهوم دیگری خواهد داشت. اما بی‌آن‌که دنبال خیال‌پردازی برویم، در عالم واقع، صدایی که از حنجره خواننده صادر می‌شود، با یک پایه الهی و خلقی که مربوط به خدای متعال است، مانند بنا مستحکم و وسیع، پرجاذبه و رنگین شکل می‌گیرد.

اولین نتیجه‌ای که این بیان دارد، آن است که ما این هنر را در راه خدا مصرف کنیم. این هنر ساخته و پرداخته‌ نعمت‌های الهی را که بر اساس یک ذوق و قریحه ذاتی و یک نظم و انتظام خردمندانه شکل می‌گیرد و در واقع جان دادن به بی‌جان‌هاست، در راه و رضای خدا مصرف کنید ... موسیقی را باید به سمت هدف متعالی بکشانید.

موسیقی در شرق و غرب

موسیقی در منطقه‌ ما، برای هدف‌های متعالی به کار نرفته است و این به خلاف سیر موسیقی در اروپا است ... درست است که در غرب، موسیقی‌های منحط وجود دارد اما در همان نقطه از جهان، از دیرباز موسیقی‌های آموزنده و معنادار هم بوده است؛ موسیقی‌ای که برای گوش سپردن به آن، انسان عارف واقف خردمند، می‌تواند بلیت تهیه کند، در سالن اجرای کنسرت بنشیند و ساعتی از آن لذت ببرد. در غرب موسیقی‌هایی که گاهی یک ملت را نجات داده و گاهی یک مجموعه فکری را به سمت صحیح هدایت کرده، کم نبوده است. غرب برخوردار از چنین ویژگی‌ای نیز بوده و هست ...»

ایشان در ادامه این دیدار به بحث موسیقی حلال و حرام اشاره می‌کنند و می‌فرمایند:

مصداق موسیقی حلال و حرام چیست؟

«در موسیقی دو مصداق روشن وجود دارد؛ یک مصداق حرام قطعی، یک مصداق حلال قطعی؛ بین این دو محدوده هم موارد مشتبه است. حرام قطعی، آن موسیقی‌ای است که انسان را از خود بی‌خود می‌کند؛ از حقایق بی‌خود می‌کند، از خدا بی‌خود می‌کند و به شهوات سوق می‌دهد. موسیقی لهوی ـ که درباره آن از ما سوال می‌کنند و ما هم جواب می‌دهیم که موسیقی لهوی حرام است ـ این کار را با انسان می‌کند. آن چیزی که انسان را از حقایق عالم غافل می‌کند و به عالم توهمات و خیالات می‌برد، یا به شهوات می‌کشاند، لهو و حرام است. موسیقی‌ای که وقتی برای دختر و پسر جوان، یا حتی غیر جوان نواخته بشود، یا عرضه بشود، یا خوانده بشود و او را به ملاهی و مناهی و فساد و شهوات بکشاند و از آن نزاهت مطلوب اسلام خارج کند، حرام است.

این می‌تواند موسیقی سنتی باشد، می‌تواند موسیقی غربی باشد، می‌تواند موسیقی محلی یا به قول شماها موسیقی مقامی باشد؛ فرقی نمی‌کند، هر موسیقی‌ای که این طوری باشد، مصداق بارز حرام است. آن موسیقی‌ای که این خصوصیات را ندارد، حلال است؛ مثلاً خواننده خوب و خوش‌صدایی، شعر خوش‌مضمونی را می‌خواند و نوازنده‌ای هم می‌نوازد و آن مضمون شعر، شنونده را به سمت حقایق اسلامی و الهی و عرفانی و حقایق زندگی - ولو خارج از مسائل عرفانی و الهی باشد - نزدیک می‌کند؛ این قطعاً اشکال ندارد و حرام نیست.»

سخنان رهبر شهید انقلاب در دیدار علما و روحانیون و مبلغان در آستانه ماه محرم در ۲۳ فروردین ۱۳۷۸؛

«موسیقی‌ای که انسان را به بیکارگی و ابتذال و بی‌حالی و واخوردگی از واقعیت‌های زندگی و امثال اینها بکشاند، موسیقی حلال نیست؛ موسیقی حرام است. موسیقی‌ای چنانچه انسان را از معنویت، از خدا و از ذکر غافل کند، حرام است. موسیقی‌ای که انسان را به گناه و شهوت‌رانی تشویق کند، حرام است؛ از نظر اسلام این است. موسیقی اگر این خصوصیات مضر و موجب حرمت را نداشته باشد، البته آن وقت حرام نیست. اینهایی را که من گفتم، بعضی‌اش در موسیقی بی‌کلام و در سازها است، بعضی هم حتی در کلمات است؛ یعنی ممکن است فرضاً یک موسیقی ساده بی‌ضرری را اجرا کنند، لیکن شعری که در این موسیقی خوانده می‌شود، شعر گمراه‌کننده‌ای باشد؛ شعر تشویق‌کننده به بی‌بندوباری، به ولنگاری، به شهوت‌رانی، به غفلت و این طور چیزها باشد؛ آن وقت حرام می‌شود ...»

مرز موسیقی حلال و حرام، موسیقی سنتی ایرانی و غیرسنتی نیست

بنابراین، آن چیزی که شاخص حرمت و حلیت در موسیقی است و نظر شریف امام (ره) هم در اواخر حیات مبارک‌شان - که آن نظریه را در باب موسیقی دادند - به همین مطلب بود، این است. موسیقی لهوی داریم. ممکن است موسیقی - به اصطلاح فقهی‌اش - موسیقی لهوی باشد. «لهو» یعنی غفلت، یعنی دور شدن از ذکر خدا، دور شدن از معنویت، دور شدن از واقعیت‌های زندگی، دور شدن از کار و تلاش و فرو غلتیدن در ابتذال و بی‌بندوباری. این موسیقی می‌شود حرام ... من نمی‌توانم به طور مطلق بگویم که موسیقی اصیل ایرانی، موسیقی حلال است؛ نه، این طور نیست. بعضی خیال می‌کنند که مرز موسیقی حلال و حرام، موسیقی سنتی ایرانی و موسیقی غیرسنتی است؛ نه، این طوری نیست. آن موسیقی‌ای که منادیان دین و شرع همیشه در دوره‌های گذشته با آن مقابله می‌کردند و می‌گفتند حرام است، همان موسیقی سنتی ایرانی خودمان است که به شکل حرامی در دربارهای سلاطین، در نزد افراد بی بند و بار، در نزد افرادی که به شهوات تمایل داشتند و خوض در شهوات می‌کردند، اجرا می‌شده است. این همان موسیقی حرام است.

بنابراین، مرز موسیقی حرام و حلال، عبارت از ایرانی بودن، سنتی بودن، قدیمی بودن، کلاسیک بودن، غربی بودن یا شرقی بودن نیست.»

اظهارات رهبر شهید در دیدار با اعضای شورای سیاستگذاری صداوسیما در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۶۹؛

«گاهی برای تبرئه یک موسیقی، می‌گویند که این موسیقی سنتی است! موسیقی سنتی، یعنی فلان دستگاه آواز ایرانی است که یک خواننده ایرانی، با فلان ساز ایرانی می‌خواند. اینکه تمام قضیه نیست. باید دید که این، چه چیزی را ارائه می‌کند و چه چیزی را به ذهن و دل و جان مستمع خودش می‌ریزد.»

قائد شهید امت در دیگر بیانات‌شان در دومین روز از دهه مبارک فجر در روز ۱۳ اسفند ۱۳۷۷ فرمودند؛

«موسیقی می‌تواند گمراه‌کننده باشد، می‌تواند انسان را به شهوات دچار کند، می‌تواند انسان را غرق در ابتذال و فساد و پستی کند؛ می‌تواند هم این نباشد و می‌تواند عکس این باشد. مرز حلال و حرام اینجا است. من امیدوارم که شما جوانان با این زادِ تقوا بتوانید وارد میدان شوید و تولیدهایی داشته باشید که به معنای حقیقی کلمه هم خصوصیات موسیقی خوب و بلیغ را داشته باشد و به معنای حقیقی تأثیرگذار مثبت باشد و حقیقتا جوانان و روح‌ها را به صفا و معنویت و حقیقت رهنمون کند.»

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 16 =

آخرین‌ها